تبليغاتX
!...آهسته با عشق تا خدا

!...آهسته با عشق تا خدا

!در گذرگاهي كه زور و دشمني فرمانرواست! مهرورزي كم گناهي نيست

من بر اين ابري كه اين سان سوگوار

اشك بارد زار زار

دل نمي سوزانم اي ياران، كه فردا بي گمان

در پي اين گريه مي خندد بهار.

 

ارغوان مي رقصد، از شوق گل افشاني

نسترن مي تابد و باغ است نوراني

بيد، سرسبز و چمن، شاداب، مرغان مست مست

گريه كن! اي ابر پربار زمستاني

گريه كن زين بيشتر، تا باغ را فردا بخنداني!

 

گفته بودند از پس هر گريه خنده اي ست

اين سخن بيهوده نيست

زندگي مجموعه اي از اشك و لبخند است

خنده شيرين فروردين

بازتاب گريه پربار اسفند است.

 

اي زمستان ! اي بهار

بشنويد از اين دل تا جاودان اميدوار:

گريه امروز ما هم، ارغوان خنده مي آرد به بار!

 

سلام

 

اين سلام متفاوت تر از سلامهاي ديگر است.... سلامي به بزرگي خدا!

 

خوبين؟

 

تعجب كرديد از اينكه تمام پستهام رو پاك كردم؟ نه تعجب نكنيد هنوز دست از سرتون برنداشتم باز هم مينويسم اما جوري دگر! به قول سهراب: چشمها را بايد شست.....جور ديگر بايد ديد!

 

اين من و اين وبلاگ جديدم!

 

پ ن: خدايا دستم بگير كه ميخواهم هماني باشم كه تو خود ميخواهي!

+نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت11:11توسط شاخ نبات | |