!...آهسته با عشق تا خدا
!در گذرگاهي كه زور و دشمني فرمانرواست! مهرورزي كم گناهي نيست
سلام دوستان من... اينروزها صحنه هايي كه مشاهده ميكنيم واقعا شكننده است! در اين هياهو افرادي كشته ميشوند كه كوچترين گناهي ندارند! جالب است كه مسئوليت كشته شدگان را هم گردن كسان ديگري مي اندازند! دست پيش را گرفته اند كه پس نيفتند! مردم را در خيابانها جمع ميكنند و باعث كشته شدنشان ميشوند ، آنوقت ميگويند فلان فلاني چرا جوانان ما را ميكشي!! قبل از هر شخصي مسئول اين فجايع، برگزار كنندگان اين تجمعات هستند! اين صحنه ها باعث شده كوه آتشفشان كينه اي كه در دل بعضي رخنه كرده بود يكباره فوران كند!متنفر ميشوم وقتي ميبينم از آن سوي دنيا عده اي برايمان دلسوزي ميكنند كه در حال فروپاشي اند! متاثر ميشوم وقتي ميبينم جوانان دلشان را به كساني خوش كرده اند كه ميخواهند نام "الله" را از پرچممان بكنند و طاغوتيمان كنند! زهي خيال باطل! اول بايد از روي جسد ما رد شوند....گمان ميكنند در پناه بي خدايي آرام خواهند گرفت! به آزادي خواهند رسيد!! آقاي مير حسين ميگويد:" اينها دچار اشتباهند مردم با دولت مخالفند نه با نظام!" اما يادشان ميرود اينكارها سبب ضعيف شدن نظام ميشود و زمينه را براي استعمارگران فراهم ميكند....يادشان ميرود اين روزها وبلاگ طرفدارانش را كه باز ميكنيم همه اش فحش به رهبر فرزانه است! آقاي مير حسين يا با عينك خوشبيني دنيا را تماشا ميكنند و يا اسير دام عده اي شده اند! فرياد الله اكبر سر ميدهند اما تا ديروز مذهب و معنويت را به سخره ميگرفتند! تا ديروز نام شهيد كه مي آمد بيشترين سخنشان زكي! بود! اما حال تابلوي شهيد مظلوم را با خود حمل ميكنند! هرجا كه رهبري به نفعشان حرف بزند حمايتش ميكنند و هرجا كه رهبري به حق بگويد و از آنها تبري بجويد تيربارانش ميكنند! تا قبل از انتخابات كلام رهبر و امام را سرلوحه خود قرار داده بودند بعد از انتخابات چون نتيجه به نفعشان نشد رهبري را به شاه تشبيه كردند! دلم خون ميشود وقتي ميبينم عده اي بي ايمان كه از شدت مستي شبانه نميدانند به كجا روند از آن سر دنيا براي ما شعار ميدهند و سازمان سيا از شعف نميداند چه كند! چرا خوش نباشد؟! به طمع افتاده كه ايران را هم مثل افغانستان اسير ميكنيم! نميدانند اگر مردم حزب الهي و جان بر كف بخواهند تظاهرات كنند، جلوه ي اين تظاهراتي كه امروز به راه انداخته اند كاملا محو خواهد شد! آقاي مير حسين ايران را در تهران محدود كرده اند و از اينكه چند ميليون نفر دورشان را ميگيرند در پوست خود نميگنجند...خوب است به شهرستانها بيايند تا ببينند چند نفر دورشان را خواهند گرفت! آيا ميشود خوشبين بود و اين اعمال زشت را به احياي حقوق ملت ربط داد؟! در حاليكه در طول اين 30 سال اين اولين باريست كه مردم در نتيجه ي نهايي انتخابات شوكه شده اند آيا اين درست است كه با ريختن در خيابانها مردم را به كل نظام بدبين كنيم؟ آيا در اين برهه ي حساس كه كل دنيا ايران را رصد ميكند نبايد به همه نشان دهيم كه ما متحديم؟ غير از اين است كه تفرقه در قران هم رديف با صاعقه هاي آتشبار و همينطور هم رديف كفر و شرك است؟! جناب آقاي موسوي آيا اينكار ها تحريك مردم نيست؟چگونه باور كنيم كه صحنه گردان اين سناريو شخص ديگري نيست؟! خانم "فائزه هاشمي" سنگ كه را به سينه ميزني؟! ملت و ميهنت را؟! افسوس كه نميشود همه چيز را گفت! چه كسي هست كه نداند از اين بلوا و سر و صداها چه كساني خير ميبينند! ملت را براي نيل به اهدافتان قرباني ميكنيد؟ بنازم به غيرتتان! چگونه باور كنيم تمام اين اعمال براي احياي حقوق ملت است؟ حال آنكه اين ملت هستند كه بيگناه كشته ميشوند! چگونه باور كنيم اين اقدامات "لله" است در حاليكه سايتهاي خبري از كشته شدگان در كوي داشنگاه ها خبر ميدهند در حاليكه آنان سالمتر از هميشه در حال زيستن اند! هشيار باشيد! مگر امام نبود كه گفت هر وقت ديديد از بيرون نظام به شما سوت و كف ميزنند بدانيد راهتان غلط است؟ بر خود لازم دانستم همانطور كه هميشه در صدد كشف حقيقت بوده ام اينبار نيز از اعمال تحريك كننده ي شما اعلام برائت كنم و راهم را در اين مورد از شما جدا كنم... ! اميدوارم تمام اين تفسير ها نادرست باشد تا بار ديگر با شما بيعت كنم! جناب مير حسين موسوي از ما انتظار نداشته باشيد حسن نيت شما را باور كنيم در حاليكه ميبينيم و ميدانيم اگر شما دستور بدهيد هوادارانتان در خيابانها حضور نيابند اين اتفاقات و فاجعه ها رخ نخواهد داد! اينكارها براي زمانيست كه كل نظام نا مشروع باشد نه يك انتخابات شبهه دار! قانون در اين مملكت چه كاره است؟ اگر فكر ميكنيد شوراي نگهبان هم با دولت هم كاسه است پس ديگر راهي براي احياي حق وجود ندارد نه؟! به نظر شما در اينصورت بايد چه كرد؟ رژيم عوض كنيم؟ پس چرا شعار الله اكبر ميدهيد؟!! اين نظام كه اسلاميست! شما كه مدعي بوديد تقلب شده چرا امروز در جلسه شوراي نگهبان حاضر نشديد؟! چرا از حق ملت گذشتيد؟!!! نه! شايد حق ملت را با ايجاد نا امني بهتر ميگيريد!! بايد آن موقع كه از شيرين عبادي ها ! حمايت كرديد حساب كار دستم مي آمد اما خدا را شكر كه به شما راي "ندادم!" الله اعلم... قضاوت با مردم فهيم است... اما بدانيد اگر بار ديگر راي گيري شود نصف اين آرا هم به دستتان نخواهد رسيد! سعي كردم سكوت كنم و بي طرفي! اما امروز با ديدن فاجعه هايي كه در تهران رخ داده و با ديدن صحنه هايي از معترضين در خارج از كشور كه .....! نتوانستم سكوتم را نشكنم! نميخواستم شماتتان كنم چون دوستتان داشتم اما حيف....! حيف.... از ته دل براي ظهور مولا دعا ميكنم و سلامتي و آرامش قلب رهبرم را از خدا خواهانم... از تمام دوستاني كه به ولي فقيه پايبندند خواهش ميكنم پستي بزنند و مشت محكمي به دهان ياوه گويان و ديكتاتورها ! بكوبند... اظهار وجود نكنيم بساط شادماني اين طيف خبيث را فراهم كرده ايم كه اين گناه بزرگيست! همه بايد در اين برهه ي حساس فرياد بزنيم و به گوش جهانيان برسانيم كه : ما پيرو خط رهبريم..... بر صليبم، ميخكوب! خون چكد از پيكرم ، محكوم باورهاي خويش. بوده ام ديروز هم آگاه، از فرداي خويش. مهرورزي كم گناهي نيست! ميدانم، سزاوارم، رواست. آنچه بر من ميرسد، زين ناسزاتر هم سزاست در گذرگاهي كه زور و دشمني فرمانرواست. مهرورزي كم گناهي نيست! كم گناهي نيست عمري، عشق را، چون برترين اعجاز ، باور داشتن. پرچم اين آرمان پاك را در جهان افراشتن. پاسخ آن، اين زمان: تن فرو آويخته! با ناي بي آواي خويش! ساقه ي نيلوفري روييد در مرداب زهر! اي همه گلهاي عطر آگين رنگين! اين جسارت را ببخشاييد بر او، اين جسارت را ببخشاييد! جرم نابخشودني اين است: - « ننشستي چرا بر جاي خويش؟» جاي من بالاي اين دار است با اين تاج خار! در گذرگاه شما ، اين تاج، تاج افتخار. جاي من، تا ساعتي ديگر ، ازين دنيا جداست، جاي من، دور از تباهي هاي دنياي شماست؛ اي همه رقصان درون قصر باورهاي خويش! پ ن1: دوران رقابت به اتمام رسيد و دوران رفاقت آغاز شد! تمام فراز و نشيبهاي دوران انتخابات را با تمام نقابهاي بر صورت كشيده شده تحمل كرديم و اندازه ي 30 سال زجر كشيديم! شفاف شدن مطالبي كه دلمان را به درد آورد به فال نيك ميگيرم و از "ته دل" آرزو ميكنم هرچه زودتر صداي "انا المهدي" را با گوش جان بشنويم! دست در دست هم دهيم تا ايراني آبادتر داشته باشيم... نفس عميقي از ته دل ميكشم و خداوند را شاكرم كه ياريم كرد! آقاي رئيس جمهور! من اگر جاي شما بودم حتما نماز شكر به جا مي آوردم و در محضر خدا قسم ياد ميكردم كه با ملتي كه بهتان عنايت داشتند "صادق" باشيد و "عدالت علي" را پيش بگيريد.... موفق باشيد. پ ن 2: اگر کسی بخواهد خود را سالک کوی امام و پیرو خطّ آن حضرت بداند، باید زمان و زمانه را کاملاً شناخته، سیاستهای داخل و خارج را به خوبی تورّق کرده و در این تورّق، هوی و هوس او را همراهی نکند. اگر کسی اسلام را به عنوان «اسلام ناب» پذیرفت، در زمان لازم قَدَحِ سمّ را صابرانه سر خواهد کشید؛ زیرا همیشه جای پیروزی و همواره جای استقبال و حرمت و «صلّ علی فلان» نیست، بلکه گاهی جای حُرمت است و گاهی دادن همهٴ آبرو برای «حفظ اسلام» و معامله کردن با خدای خود و حرف بَد اندیشان و بدگویان شرق و غرب را خریدن و سرکشیدن کاسهٴ سمّ لازم میباشد. (برگفته از سايت esra.ir.www سايت رسمي آيت الله جوادي آملي) پ ن 3: بیزارم از آدمهایی که بنام دوستی روحم را به بند میکشند و بنام عشق ،آزادی را مصله میکنند بیزارم از این همه زنجیر از این همه بند از این همه نقاب نفرت انگیز حس همان قاصدکی را دارم !که باد با او قهر است دلم تنگ است برای رقص با باد برای جاری شدن در نسیم دم صبح ...برای پرواز دلم تنگ است برای قلبی که با خورشید نسبت داشت ،که با هر قطرهٔ باران تازه می شد ...من در این بندها جان میدهم، جان. من از این لبخندهای مصنوعی بیزارم، بیزار از برگشتن و دوباره تکرار شدن... سلام آقاي رئيس جمهور! دل پري داشتم كه گفتم با شما درد و دل كنم! قول ميدهيد حرفهايم را بشنويد و مدام تحقيرم نكنيد؟! قول ميدهيد نگوييد " من نميدانم اين اطلاعات را از كجا مي آوريد! خانم فلاني من دلم برايتان ميسوزد؟!" آقاي رئبس جمهور! همين اول بگويم كه خيلي از دستتان ناراحتم! گرچه مبارزه با مفسدان اقتصادي بهترين كار است اما اينكار نبايد طوري صورت ميگرفت كه هر كس و ناكسي نظاممان را زير سوال ببرد! آقاي رئيس جمهور!شما براي ماندن در قدرت كه "حتما" هدف خدمتگزاريست : 1)دست بر بيت المال زديد!اگر هم ادعا ميكنيد كمكهاي مردميست، اين پولها نبايد به عدالت بين مردم پخش شود؟! 2) پرونده سازي عليه بزرگان نظام كرديد! 3)هتاكي و بي حرمتي به اشخاص كرديد! 4)پا جاي پاي "پاليزدار" گذاشتيد! 5) 26 سال بعد از انقلاب را هيچ و پوچ ناميديد و "فقط" 4 سال خدمتگزاري خودتان را "ارج نهاديد! 6) به اصول پشت كرديد و پايبند اخلاق نشديد و خلاف اين شعار عمل كرديد كه "هدف وسيله را توجيه نميكند!" 7) بذر كينه و نفاق و دو دستگي را در دلها كاشتيد و ديگر نبايد انتظار اتحاد داشته باشيد! مرد و خاك شد آن وحدتي كه به آن ميباليديم! آقاي رئيس جمهور! شما فرموديد نميتوانيد از حق ملت عبور كنيد... احسنت به اين فضيلت اخلاقيتان اما آيا در اينهمه سال به فكر حق ملت نبوديد و يك شبه به اين فكر افتاديد؟! شما در دوران آقاي هاشمي فرماندار بوديد و عاشق هاشمي! و در دوران خاتمي شهردار بوديد و حقوق بگير! 4 سال هم كه در راس قدرت بوديد اما افشا نكرديد... چه شد كه از تلويزيون آنهم دم انتخابات دست به اينكار زديد..؟! محاكمه ي مفسدان اقتصادي در صورت اثبات جرمشان الزاميست اما فكر نميكنيد اشاعه ي فحشا در بين عموم مردم گناه كبيره است؟ آقاي رئيس جمهور! شما حرفي زديد كه گروهك هاي ضد انقلابي و سايتهاي خبري بيگانه ذوق زده شدند! و از اين بيانات شما احساس شعف كردند و نظاممان را زير سوال بردند! آقاي رئيس جمهور! شما فرموديد تورم از 25 به 15 درصد كاهش يافته، اين تقليل چشمگيريست! اما بايد گفت شما اين آمار را از روي چند تكه كاغذ بي جان كه عده اي اين آمار را بر رويش مينويسند ميخوانيد اما ما با پوست و گوشت و خون اين آمارها را درك ميكنيم! چطور ادعا ميكنيد در اين چند ماه اخير تورم همچين تقليلي داشته كه ما شاهد در اوج بودن قيمت ميوه هستيم؟! آقاي رئيس جمهور شما گفتيد "عزت مداري" بايد حاكم باشد و كسي هم منكرش نيست.... الحق هم كه به جز برخي موارد ،خوب عزتمان را حفظ كرديد... اما بايد پرسيد چه شد كه يكهو باراك اوباما از اين رو به آن رو شد؟!! و انرژي هسته اي را حق مشروع و بر حق ايران دانست؟ آيا نامه ي شما كه به قول خودتان ديپلماسي عموميست! معجزه كرد؟ شما كه از اين معجزه ها بلد بوديد چرا پيش از اين رو نكرده بوديد؟ آقاي رئيس جمهور! شما در نهايت ذوق فرموديد عده اي به من ايراد ميگرند كه چرا نامه به اوباما ميدهي! همگي شاهد بوديم كه موضع اوباما تغيير كرد! من به اينها ميگويم ، عده اي واقعاً عقب اند!!!!! الان ديپلماسي عموميست!! آقاي رئيس جمهور!عقب مانده كسي نيست جز آنكه همه را جز خود عقب ميداند! آقاي رئيس جمهور! ما ساده و بچه نيستيم كه باور كنيم نامه ي شما معجزه بوده! تا ديروز كه اوباما چاقو بيخ گلويمان گذاشته بود كه ال ميكنم و بل ميكنم! چه شد كه يكهو دم انتخابات موضعش تغيير كرد و شما از اين تغيير به شدت خوشحاليد؟!! اين شما نبوديد كه مدام از اوباما خواستيد قبل از انتخابات مذاكره انجام شود؟! آقاي رئيس جمهور! مطمئنيد كه پشت پرده سر و سري نيست؟! مطمئنيد كه باجي نداده ايد؟! آخر شنيده ام و خوانده ام كه آمريكا براي حمله به طالبان قصد استفاده از آسمان ايران را دارد ! و شما تا به حال موضع نگرفته ايد! آقاي رئيس جمهور! ميگوييد با گشت ارشاد مخالفيد؟!چرا دم انتخابات اينرا ميگوييد؟! چرا حمايتهاي خود را از گشت ارشاد علني نميكنيد؟! راستي شنيدم كه گفتيد همانهايي كه در سالهاي 60 و 64 كراواتها را قيچي ميكردند و زنها را كتك ميزدند الان اين برنامه هاي سياسي را راه انداخته اند كه شما را زير سوال ببرند!! ايكاش دست از اين توهمات برداريد! اين هم شبيه هماني بود كه ادعا ميكرديد ميخواهند بدزدنتان!! آقاي رئيس جمهور! حيف كه حرمتها را شكستيدو اخلاق را زير پا گذاشتيد! و همه را به توهين وا داشتيد!... آقاي رئيس جمهور! با تمسخر به مخالفانتان نگاه نكنيد! سعه ي صدر داشته باشيد.... اين نامه ي من پر درد بود ايكاش درك كنيد...! ايكاش بدانيد آن شب مناقشه! تا نيمه هاي شب از غم به خود پيچيدم! فكر اينكه بهانه جويان در صدد نفي نظام مقدسمان برخواهند آمد ديوانه ام ميكرد! بدترين و زشت ترين صحنه اي كه تا به حال ديده ام همان لحظه اي بود كه شما عكس همسر مير حسين را رو كرديد ! مناظره، نه! البته مناقشه! جاي ناموس گرو كشيدن نبود ! شما از عملكردتان نتوانسيتد دفاع كنيد و ثابت كرديد كه نميتوانيد! شما به جاي پاسخگويي به انتقادات مدام پرونده باز كرديد و گفتيد بگگگگگگگگگگگگگگگگگم؟!! آقاي رئيس جمهور! ايكاش اينقدر تند نميرفيتد تا اعمال خوبتان را هم زير سوال نميبرديد! آرزو ميكنم خداوند دلها را به سمت هر كس كه بر حق هست بكشاند! آرزو ميكنم تمام تفسيرهاي بالا نادرست باشد ...... روز سختي خواهد بود روز 22 خرداد! پ ن : خدايا هر چه كه به صلاح "اسلام" و "نظام" و "ايران" است برايمان مقدر فرما.... 2. از دوستان خواهش ميكنم حرفهاي كليشه اي نزنند در نظرات! اگر حرفي جز تخريب خواندن نامه ام داريد بسم الله!............... خدایاااا قسمت میدم به حضرت فاطمه ظهور امام زمان رو برسون... ۳." هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصی کسی بدون اذن صاحب آنها وارد شود یا کسی را جلب کند ، یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه ، تعقیب ومراقبت نماید و یانسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی – اسلامی مرتکب شود یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکزگناه گوش کند و یا برای کشف گناه وجرم هرچند بزرگ باشد شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناه هان غیر نماید یا اسراری که از غیر به او رسیده و لو برای یک نفر فاش کند . تمام اینها جرم و گناه است و بعضی از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبایر بسیار بزرگ است و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تغزیرشرعی هستند و بعضی از آنهاموجب حد شرعی می باشد." نميدونم، كتاب خاطرات يك مغ نوشته ي كوئيلو رو خونديد؟... اگه نخوندين بايد خدمتتون عرض كنم كه اولاً، ماجراي اين كتاب واقعيه و براي نويسنده ي اين كتاب اتفاق افتاده و زندگي اونو متحول كرده و دوماً نويسنده ي اين كتاب عضو به فرقه اي به نام رام بوده كه توي اين فرقه با توجه به پيشرفتهاي معنوي هر فرد به اون درجاتي داده ميشه كه اسم يكي از اين درجه ها "مغ" بوده و سوما داستان از زماني شروع ميشه كه به كوئيلو خبر ميدن مفتخر به دريافت لقب "مغ" در فرقه ي رام شده و لازمه براي برگزاري مراسم مربوطه به غاري واقع در قله ي يه كوه مراجعه كنه و اونجا طي مراسمي شمشيري رو از استادش تحويل بگيره و لقب مغ رو به دست بياره... خلاصه دردسرتون ندم، كوئيلو كه به غار ميرسه در مقابل استادش ميشينه و استاد يك شمشير رو در مقابل كوئيلو قرار ميده و ميگه كه تو افتخار كسب عنوان مغ رو پيدا كردي و كوئيلو با خوشحالي شمشير رو از دست استادش ميگيره اما استاد يكباره برافروخته ميشه و ميگه تو لايق كسب اين عنوان نيستي ، چون غرور به تو مستولي شد و زود شمشير رو گرفتي، بعد شمشير رو از كوئيلو پس ميگيره و به اون ميگه اگه ميخواي اثبات كني كه لياقت دريافت اين شمشير رو داري بايد بري اسپانيا و به كمك راهنمايي به نام پطروس يك جاده ي طولاني و قديمي به نام جاده ي سانتياگو را طي كني و در طول اين جاده مجددا شمشيرت را پيدا كني و "مغ" شي! و اين طوري ميشه كه كوئيلو برنامه هاش رو جفت و جور ميكنه و ميره جاده ي سانتياگو... در تمام طول سفر، كوئيلو مرتبا با وقايع و اتفاقات مختلفي مواجه ميشه و هربار به كمك پطروس به مشكلاتش فائق مياد و درس جديدي از زندگي رو به اندوخته هاش اضافه ميكنه. درس مبارزه با ترس ، مبارزه با مرگ و.... و در تمام طول سفر پطروس منتظر اين بوده كه كوئيلو به يك نكته ي اساسي و مهم پي ببره ولي متاسفانه كوئيلو فقط و فقط به دنبال شمشيرش بوده و به چيز ديگه اي بجز اون فكر نميكرده و هربار، در طول هركدوم از مبارزه هايي كه ميكرده فقط به فكر اين بوده كه شمشير كجاست و آيا بعد از اين مبارزه شمشير رو پيدا ميكنه يا نه، سفر كوئيلو چند ماه طول ميكشه و نهايتا در انتهاي سفر و زمانيكه شمشير رو در دست ميگيره متوجه ميشه كه اتفاق چندان مهمي رخ نداده و تازه به مهمترين نكته ي سفر پي ميبره.... كوئيلو متوجه ميشه كه هدف راه بوده نه شمشير! اصل ماجرا اين بوده كه كوئيلو بياد تو جاده ي سانتياگو ، مسيري طولاني رو طي كند و چيزهاي مهمي رو ياد بگيره. چيزهايي كه باعث شد كوئيلوي بعد از سفر، زمين تا آسمون با كوئيلوي قبل از سفر تفاوت پيدا كنه در واقع تو دست گرفتن اون شمشير، ارزش چنداني نداشته و نكته ي مهم آموزش هاي زمان سفر بوده .... و كوئيلو چقدر دير اين مطلب رو ميفهمه.... آقا: به نظر شما ما قبول ميشيم.... - اگر امسال قبول نشديم چي... - اين همه درس ميخونيم معلوم نيست آخرش چي ميشه.... اين حرفها رو كه ميشنوم فكر ميكنم آخه تا كي بايد اينقدر هدف گرا باشيم، يعني فقط مهمه كه تو بري دانشگاه، مهم نيست چه جوري، مهم نيست تو اين راه يكساله چه درسهايي از زندگي ميگيري، اين همه تجربه كه پيدا ميكني، اين همه تفاوت كه تو زندگيت بوجود مياد، همه و همهش با قبول شدن يا نشدن تو ارزش پيدا ميكنه؟ نه دوست عزيز ، تو هم تو اشتباهي ، چشمهاتو باز كن، فقط دنبال شمشيرت نباش، هدف راهه ، راه... مهم اينه كه تو چه جوري اين يكساله ي تا كنكورتو طي كني، تو اين مسير يكساله چه چيزهايي ياد ميگيري، چقدر تعالي پيدا ميكني و چقدر انسان تر ميشي.... مهم فقط اون 3 ساعت سر جلسه ي كنكور و نتيجه ي بعدش نيست اگه دوست داري تموم استرس هاي كنكورتو كنار بذاري ، اگر دوست داري با آرامش اين مدت رو بگذروني ، بايد باور كني مهمترين نكته اينه كه راهپيمايي قشنگي داشته باشي. مطمئن باش تو اين راه يكساله اونقدر جا براي تغيير تو هست كه ارزشش از قبولي تو هر رشته اي بيشتر باشه . مطئمن باش.... پي نوشت1 : اينو تو يكي از كتابهاي تستي ! خوندم ... به نظرم خيلي تاثير گذار اومد... گفتم همه استفاده كنن... نه فقط كنكوري ها.... هدف راهه ....در طول عمرمون خوب و باشكوه راهپيمايي كنيم … كنكوري ها ! كنكور عالي پربار! .... و ايرانيها! انتخاباتتان با شكوه!
![]()
" موکدا تذکر داده می شود که اگر برای کشف خانه های تیمی ومراکز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل کار کسی وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل مواد مخدره برخورد کردند حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند ، چرا که اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید . فقط باید به وظیفه نهی از منکر به نحوی که در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن راندارند و تعدی از حدود الهی ظلم است و موجب تعزیر و گاهی تقاص می باشد. "
( فرمان هشت ماده ای امام 24/9/1361 - صحیفه امام – جلد 17 صفحه 139)
| Design By : Night Skin |


