!...آهسته با عشق تا خدا
!در گذرگاهي كه زور و دشمني فرمانرواست! مهرورزي كم گناهي نيست
توجه توجه: پيام فضلي نژاد كيست؟ http://elaw.ir/about/staff.php بخشي از اين لينك : «آقاي پيام فضلي نژاد، نويسنده کتاب «شواليههاي ناتوي فرهنگي» از يکسال و چند ماه قبل به جمع ما در کيهان پيوست. پيش از آن در جبهه ديگري بود و نامش آشنا... پيام، جواني است پرنشاط، سخت کوش، فداکار و باهوش... از اين که در زلال معرفت امام(ره) چشم ها شسته و خود را به چشمه حيات آفرين آقا رسانده است، پيشاني شکر بر خاک مي سايد و... خدايش در اين راه ياري فرمايد. انشاءالله.» متن کامل رساله «ماموریت محمد خاتمی برای کودتای مخملی» از زبان "پيام فضلي نژاد" http://www.elaw.ir/archives/news/2009/07/000999.php كمك مالي N.E.D به حاميان موسوي براي راه اندازي انقلاب رنگي! (مصاحبه اختصاصي پاول رابرتس با مجله امريکايي "فارين پاليسي") http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=587306
فضلینژاد: چرا ملکه هیپیها از اصلاحطلبان حمایت میکند؟! http://www.elaw.ir/archives/news/2009/06/000995.php در اين لينك آقاي فضلي نژاد به يک ليست 700 نفره موسوم به ليست حمايت هنرمندان از موسوي ، پرداخته است كه در ميان اين 700 نفر چهره هاي برجسته اي به چشم ميخورد كه حمايت آنها از اصلاح طلبان علامت سوال بزرگي در ذهن ها ايجاد كرده است! يكي از اين افراد هنرمند آقاي "پرويز تناولي" است. پرويز تناولي، نفر سوم هنرمندان حامي موسوي، در دهه 1340 با بودجه و تبليغات دفتر فرح پهلوي تبديل به سمبل هنرمندان مدرنيست شد و به سفارش دربار مجسمههايي را از اندام تناسلي براي محوطه کاخ نياوران ساخت. سال 1348، اوج دينستيزي وي بود و مجسمهاي از يک ضريح - که براي مسلمانان نمادي قدسي است- ساخت و داخل ضريح، جايي که عموما جاي مقبره ائمه معصومين (ع) و اولياءالله است، يک آفتابه گذاشت و زير آن نوشت که «ما همه را دوست داريم!» فضلي نژاد گفت: جالب است که در زمان حاکميت دولت اصلاحات هم يکميليارد تومان منزل پرويز تناولي را خريدند و بيش از 600 ميليون تومان نيز خرج آثار وي کردند. اصلاحطلباني که منتقد سياست حمايتي اصولگرايان از طبقه فقير، محروم و مستضعف هستند، فقط به اين سوال جواب دهند که چرا بيش از يک ميليارد و ششصد ميليون تومان از پول بيتالمال مسلمين را به حمايت از چنين چهره دينستيزي تخصيص دادند؟! بخشي از اين حمايتها را شهرداري تهران تقبل کرده بود که با انتصاب دکتر احمدينژاد به عنوان شهردار تهران لغو شد. در بخشي از اين متن آقاي فضلي نژاد اينطور گفته است: من علاقهاي ندارم که حاميان کانديداهاي اصلاحطلبان را سلطنتطلب و مروج فحشا معرفي کنم، اما وقتي به ليست حاميان آنان نگاه ميکنم، غصهام ميگيرد. نوجواني و جواني من و پارهاي از دوستانم در عصر اصلاحات سوخت و نميخواهيم دوباره شاهد سوختن جواناني ديگر از اين نسل پرشور باشيم. نميخواهيم دوباره ظهور يک ارتجاع روشنفکري در جامعه ايران را به تماشا بنشينيم و در حسرت روزهاي حکمرانان اصولگرا و مصلحان حامي ولايت بمانيم. ادامه اين متن را از لينك ارائه شده مطالعه كنيد.
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است . پشت سر هر آنچه که دوستش می داری. و تو برای این که معشوقت را از دست ندهی، بهتر است بالاتر را نگاه نکنی. زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند. اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی، خدا با تو سختگیرتر می شود. هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر، بیشتر باید از خدا بترسی. زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند. اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت، حتی قطره ای هم هدر نرفته است . خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته و به حساب خود گذاشته است. خدا به تو می گوید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟ تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که این همه عشق ورزیده ای. پس به پاس این، قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم. و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند. پ ن : اين باد است که نيمه شبان
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح، خدا چندان کاری به کارت ندارد. اجازه می دهد که عاشقی کنی، تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی...
پشت سر هر معشوقی، خدا ایستاده است و هر گامی که تو در عشق برمی داری، خدا هم گامی در غیرت برمی دارد. تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر.
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان، خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد و معشوقت را درهم می کوبد؛ معشوقت، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد. خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او، چیزی فاصله بیندازد.
معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است. ناامیدی از اینجا و آنجا، ناامیدی از این کس و آن کس. ناامیدی از این چیز و آن چیز.
تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست. و برآنی که شکست خورده ای و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده ای.
فردا اما تو باز عاشق می شوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر. تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر.
راستی اما چه زیباست و چه باشکوه و چه شورانگیز، که پشت سرهر معشوقی خدا ایستاده است...
بر پنجره ام مي کوبد آرام
اين باران است
که بر اتاقم مي بارد آرام
اين روياي خوشبختي من است
که چون باد مي گردد در دلم
اين وزش نگاه توست
که به نرمي باران
تسخير مي کند دلم را.......
| Design By : Night Skin |


