!...آهسته با عشق تا خدا
!در گذرگاهي كه زور و دشمني فرمانرواست! مهرورزي كم گناهي نيست
آخرين سلام! اين آخرين رنج نامه ي من است.... در اين مدت ديدم از " اكبر و قاسم گرفته تا صغري و كبري" رنج نامه منتشر ميكنند و دم از ظلمي ميزنند كه به زعم خودشان بر مردم ايران ميرود! نامه هايي پر از مكر و ريا... ايكاش فرصت تحليل تمام ماجراهاي اخير را داشتم.... مناسب ديدم من هم رنج نامه اي بنويسم و تمام دغدغه ها و بغض هايي را كه اينهمه مدت در گلويم گره خورده فرياد كنم و سينه اي را كه مالامال درد شده اندكي تسكين بخشم، اما نه نامه اي از قبيل همان نامه هاي رياكارانه و مكارانه! بلكه نامه اي كه مظلوميت رهبرم را به تصوير كشد ... « در اين نامه به هيچ وجه در صدد دفاع فردي از كسي نيستم چرا كه انسانهاي توانمند به وكيل مدافع نيازي ندارند ، تنها مواضع نا حق و مشت هاي گره كرده ي عده اي عليه امام خامنه اي مرا بر آن داشت كه ناحق بودن مواضع اين عده ي قليل را فرياد زنم و غصه هاي دلم را بازگو كنم.» رنج نامه اي بنويسم كه در سطر سطرش براي مظلوميت رهبري كه نور چشم من است ، هاي هاي بگريم تا مبادا روزي برسد كه اين بغض لعنتي خفه ام كند و ديگر نتوانم لب باز كنم! ميخواهم بگويم ، بنويسم، اما از چه؟ از كجا شروع كنم؟ فرياد مرا چه كسي خواهد شنيد؟ ميدانم كه جز فحاشي عده اي كه اگر زمان را به عقب برگردانند و اهل كوفه شوند ،علي را تنها تر از قبل رها ميكنند و برای عمق بخشیدن به خواب غفلتشان بالش نرم و گرمی هم برای خود دست و پا میکنند! ، نصيبم نخواهد شد... چه بگويم وقتي ياران قديمي و همسنگران باكري ها و همتها و سيد علي ، اكنون كه نيستند آن مردان بي ادعا ، رو در روي سيد علي ايستاده اند و تك تك كلمات و جملاتشان همچون تيريست زهر آگين كه بر قلب "علي" فرو مينشيند و مردم متدين و انقلابي ايران را بيشتر از خود او رنج ميدهد! از كه بگويم وقتي چپ و راست هردو به نحوي نافرماني ميكنند و سركشي؟! چه كسي از بزرگان را يار "علي" بدانم وقتي چهره ي نازنينش را درهم و مملو از غم ميبينم؟ با كه گويم حديث اشكهايم را كه شبانه و چنديست روزانه! برايش ميريزند؟ اي بزرگان! چمدانهايتان را به چه مقصدي بسته ايد؟ به مقصد قدرت ؟ جهنم؟ ظلم؟ سركشي؟ كداميك؟ و شايد هم آزادي! در اين ميان تنها حمايت گسترده و جانانه ي مردم است كه اندكي روحم را آرام ميكند و قلبم را تسكين ميبخشد... وجود مردمي متدين و با ايمان كه يكبار در ركاب خميني ثابت كرده اند كه شعار آرزوي در ركاب حسين بودن تنها شعار نبود برايشان ...! از همان ملتي حرف ميزنم كه در راهپيمايي روز قدس و در پريايي نماز فطر با اقتدا به رهبر انقلاب دل مرا بيش از پيش قرص كردند و به من فهماندند مكر و حيله و رنج نا مه هاي مكرر و كلامهاي زهر آگين و دروغ و مظلوم نمايي منافقين در داخل و خارج نميتواند محبت "علي" را از دلشان بيرون كند... اختلافات هرچند هم وسيع باشد (كه نيست) نميتواند آنها را از سيد علي دور كند... چماقي بر سرم كوبيدند تا به خود آيم كه دختر! چرا ياوه ميگويي! "امام خامنه اي" بيش از پيش حامي دارد و مردم تنهايش نگذاشته و نميگذارند... زمانيكه ميشنوم نماز جمعه ي تهران را امام خامنه اي اقامه خواهند كرد ، حسرت و شوق هردو ،وجودم را ميگيرد! حسرت براي اينكه دورم از جايگاه اقتداي نماز به ايشان... و شوق براي اينكه دوباره ناظر مشتهاي گره كرده و چشمان پر از اشك مردم در حمايت از رهبرشان خواهم بود! وقتي ميبينم در دفاع از او چه جانانه و از ته دل با چشمي پر از اشك شعار سر ميدهند ، دلم قرص ميشود و غم جفايي را كه عده اي در حق رهبرم ميكنند اندكي فراموش ميكنم .... خدايا! لحظه اي را مرسان كه غم در چهره ي "امام خامنه اي" ببينم... او را سالم و شاداب گردان... به مخالفانش بصيرتي عطا فرما كه هواهاي نفساني و لجاجت آنها را از حق دور نكند.... آمين گفتنش بر عهده ي شما....! تا بعد، يا علي. سفارش صريح قرآن بر عبرت گرفتن از تاريخ است .... گذري داشته باشيم بر كربلا ! آن زمان كه پسر زياد ، فرماندهي لشكر سي هزار نفري را براي مقابله با حسين بن علي (ع) ،به پسر سعد وقاص سپرد! چرا؟ چون سعد وقاص هماني بود كه در غزوات اسلامي شركت كرد و در دوران پيغمبر اكرم (ص) ، پا به پاي ان مرد خدا جنگيد و افتخارات زيادي را براي خود كسب كرد.... و مسلماً محبوبيت و معروفيت خاصي ميان مردم داشت! و همه او را سردار شجاعي ميدانستند كه در نشر اسلام نقش بزرگي ايفا كرده است ، او هماني بود كه در دوران امير المومنين (ع) عزلت اختيار كرد ! كاري به كار امام شيعيان ، علي (ع) نداشت! پسر زياد، پسر او را انتخاب كرد تا روان مردم را به انحراف كشاند.... تا مردم گمان كنند اين هم جنگي ست در رديف همان جنگهايي كه سعد وقاص با كفار ميجنگيد!! تا مردم در توهم اينكه پسر سعد وقاص نيز همچون پدر به اصطلاح خودشان ،قهرمان! ، با فرقه اي كه از اسلام خارج شده اند ، ميجنگد، به سر برند .... يزيد در انديشه باطلي به سر ميبرد ! وقتي اين پيشنهاد را به پسر سعد وقاص دادند ، آن مرد طمعكار نميخواست تن به كشتن حسين بن علي (ع) دهد اما طمع حكومت دو شهر بزرگ وجودش را سراسر غصب كرد و تن به اين ذلت داد.... خلاصه ي اين داستان تاريخي اين ميشود كه سعد وقاص در زمان پيامبر اكرم ، قهرمانانه جنگيده است اما در دوران خلافت علي (ع) ، هماني كه پيغمبر جانشينش كرده سكوت اختيار كرد و به اصطلاح كاري به كار حكومت نداشت! پس طبعا مردم او را قهرمان ميدانستند ، غافل از اينكه او علي (ع) را جانشين پيغمبر نميدانست! و اين نقطه ضعف بزرگ شيعي را در خود داشت.... حال پسر او را انتخاب كرده اند تا سر مقدس حسين بن علي را از تن جدا كند و تقديم پسر زياد گرداند! و مردم از او به عنوان باقيات الصالحات نام ميبرند چون پسر سعد وقاص است ، هرچند نقطه ضغف بزرگي دارد! برايتان داستان سر هم نكردم ... اينها را گفتم و يقين دارم، مفهوم كلامم را افراد شايسته تا به حال دريافته اند! من نميخواهم سرنوشت افرادي از امروز را دقيقا منطبق كنم بر سرنوشت پسر سعد وقاص ديروز!چون نه شخصيت ها عين هم است و نه حكومتها.... اما مناسب يافتم كه اين شباهت كم نظير را تشريح كنم.... امروز هم اشخاصي هستند كه در زمان حيات امام خميني (ره) قهرمانانه جنگيدند و لقب انقلابي به خود دادند ، اما بعد از اينكه امام (ره) ديده از اين جهان فرو بستند ، سكوت اختيار كردند و گاها مشاوري شدند براي دوستاني از جنس خودشان.... همين اشخاص دستورات آيت الله خامنه اي را كه جانشين امام خميني بود ، تقسيم به دو قسم ارشادي و مولوي كردند ... البته اصل اين موضوع درست است اما اينكه هرجا دلمان خواست از رهبرمان اطاعت نكنيم برچسب ارشادي بودن بر حكمش بزنيم ، اين ايراد دارد....! گاها به گوش ميرسد در كنج منزلشان حرف و حديث هايي هم براي امامشان جعل كردند و....! و اكنون رو در روي او قرار گرفته اند هرچند در زبان خلاف اينرا ميگويند! حرف زدن كه راحت است ، پاي عمل كه ميرسد مردم غربال ميشوند! روايتي از اشك دوستانشان براي امام خامنه اي مينويسند و به خيال خود با اين تحريك احساسات ثابت كرده اند كه در عمل هم پايبند به ولايت فقيه اند! مگر نه اين است كه پايبند به ولي فقيه و حكم او ديگر نبايست سخن از تقلب انتخاباتي بزند؟! پس چرا هنوز هم بر روي رمز آشوب (تقلب)! مانور ميدهند، اگر هنوز اشك تمساحشان براي رهبر خشك نشده است؟! مگر جز اين است كه مدعي خط امام بايد تابع ولايت باشد ؟ امروز هم عده اي لقب باقيات الصالحات به خود گرفته اند فقط به خاطر سابقه ي نيك پدرشان!! براي كسي مهم نيست كه يكي از همينها زماني كه مسئله استيضاح كردان فضاي مملكت را غبار آلود كرده بود ، سخنان بي ربطي به دولت نسبت ميداد و رهبر معظم انقلاب در سخناني تاكيد كردند كه « اين فضاي بي بند و باري در حرف زدن و اظهارنظر عليه دولت، مسائلي نيست که خداوند به آساني از آنها بگذرد. تفضلات و رحمت الهي تا زماني است که ما مراقب گفتار، رفتار، و عملکرد خود باشيم زيرا خداوند با ما خويشاوندي ندارد. برخي کارها و ظلمها، فتنهاي به پا ميکند که دامن همه، اعم از ظالم و غير ظالم را ميگيرد بنابراين همه بايد مراقب اظهارنظرها، تبليغات، و اقدامات خود باشند . » ايكاش نفاق عده اي در پس پرده نبود تا همگان به نفاقشان پي ميبردند، اما انگار اين زمان بيشترين شباهت را به زمان امير المومنين دارد كه نفاقها پشت چهره ي اسلام مخفي بود.... و تشخيص حق از باطل نيازمند بصيرت بود و بصيرت فقط و فقط از تقوا ناشي ميشود .... از خدا ميخواهم به من قدرتي بخشد كه زبانم ، دستانم، پاهايم، و جزء جزء اعضاي تنم، جز در مسير خدايي حركت نكنند تا بصيرتي پيدا كنم و حق و باطل را بتوانم از هم بازشناسم... اميدوارم دوستان به خاطر اين درسي كه من از تاريخ گرفته ام ، ملامتم نكنند فقط اندكي تامل كنند! پ ن: شب قدر است و بايد قدر اين شب بزرگ را دانست... آنگاه كه احساس ناب خدايي ، وجودتان را لرزاند، آن زمان كه صداي الهي العفوتان تا آسمان اوج گرفت ، آن ساعتهايي كه اشك زلال چشمانتان، خواب و قرار را از شما ربود، دل تنگ مرا فراموش نكنيد و دعايش كنيد.... دعايش كنيد تا مامني جز خدا نداشته باشد.... 2) گمان ميكنم دوستان به خاطر به روز كردن اين پست در شب قدر از من دلگير شوند... اما من نيز قصد نداشتم اين مطلب را در اين شب بر روي وبلاگ درج كنم ، اما جمله اي از سردار محترم "حاج محسن" خواندم كه دريافتم ايرادي ندارد همين امروز اين پست را درج كنم... آن جمله اين بود: سیاسی بودنم ریشه در عقاید مذهبیام دارد و چون اعتقاداتم از عاشورا و تاریخ اهل بیت سرچشمه میگیرد و با مکتب خمینی به "روزرسانی" شده است، سیاسی بودنم کاربردی شدن اعتقادات من است. حاج محسن عزيز! بازهم ممنون كه درس تازه اي به من دادي.... ۷روز از ماه نزول قرآن ميگذرد و من ميخواهم بگويم از بركات و خوبيهاي اين ماه عزيز هرچند دير....! قصد داشتم طبق معمول درست در اولين روز ماه رمضان پستي بر روي وبلاگم درج كنم اما پشيمان شدم.. با خود فكر كردم رسم است آدمي زمانيكه طعم شيرين غذايي را ميچشد ، از آن تميجد ميكند نه قبل از چشيدن غذا! بهتر ديدم چند روزی بگذرد و وقتي طعم شيرين روزه داري را دوباره چشيدم ، دست به تعريف و تمجيد از اين ماه ببرم.... اما ديدم نه! باز هم نه... من در مقامي نيستم كه از خوبيهاي رمضان بگويم... و از نزديكي به خدا... شايسته ترين شخص كه مناجاتش با خدا اوج گرفت ، امام سجاد (ع) است.... لا اقل در ماه رمضان كتاب پر ارزش ايشان را باز كنيم و مناجاتهايش را با معبود در ماه رمضان بخوانيم.... باشد که تاثیر بگذارد بر روحمان... .......................................... ستايش خداي را كه قرار داد از آن طريق يكي را ماه خود، ماه رمضان كه ماه روزه گرفتن و ماه اسلام است، ماه پاكيزگي و ماه آزمايش و ماه قيام اهل ايمان است....ديگر آنكه برتري بخشيده شبي از شبهاي اين ماه را بر هزار ماه و آن شب را شب قدر نام نهاده ....پروردگارا بر محمد و آل پاكش درود فرست كه به ما معرفت و تفضيل و جلال و احترامات اين ماه را و توفيق به حفظ از آنچه در اين ماه حرام كردي و ما را به روزه داشتن آن با نگه داشتن اعضا از گناهانت و به كار بردن آنچه در اين ماه تو را خشنود سازد تا هيچ به گوشمان سخن لغو نشنويم و چشمان ما به جانب لهو و لعب نشتابد تا آنكه دراز نكنيم دستهايمان را به جانب كاري ممنوع و قدم بر نداريم به راهي ناروا ...اي خدا در اين ماه ما را به صله ي رحم و نيكي در حق ارحام موفق ساز و توفيق ده كه بپردازيم به همسايه با فضل و عطا و بخشش و ما را موفق دار كه اموال خود را از آلودگي ها خالص سازيم و به وسيله دادن زكات اموال خود را پاكيزه گردانيم تا اينكه رجوع بكنيم به هر كس كه از ما دوري گزيند و عدالت كنيم به هر كس كه به ما ظلم كند و راه مسالمت پيش گيريم با هركس كه با ما دشمني كند ، البته با او هرگز دوستي نخواهيم كرد، بلكه او را دشمن حقيقي خود دانيم و مادامي كه بدين حال است ، كدورت ما با او تا ابد به صفا مبدل نخواهد شد.... پروردگارا چون تو در هر شب از شبهاي اين ماه مبارك بسياري از بندگان را آزاد ميگرداني از آتش قهرت يا گذشتت ايشان را ميبخشد ، پس قرار بده ما را هم از آن آزاد شدگان .... پروردگارا اگر در اين ماه از حق به باطل ميل كرديم، ما را به طريق عدالت بازگردان و اگر لغزشي پيش آيد ما را ثابت قدم بدار و اگر تسلط پيدا كرد بر ما شيطان، پس ما را از شر او نجات بخش....اي خدا تويي كه قادر بر هرچه خواهي... "صحيفه سجاديه" پ ن: امام سجاد با اينكه معصوم بود دائم لبانش و دلش در حال مناجات با خدا بود و در همه حال از خدا طلب مغفرت ميكرد!پس اين مناجات ها ذخيره اي ست براي من و شما.... بخوانيمشان. التماس دعا...
| Design By : Night Skin |


