تبليغاتX
!...آهسته با عشق تا خدا - من در آرامشم و آشتي!!


!...آهسته با عشق تا خدا

!در گذرگاهي كه زور و دشمني فرمانرواست! مهرورزي كم گناهي نيست

 

 

 

بر صليبم،

 

          ميخكوب!

 

خون چكد از پيكرم ، محكوم باورهاي خويش.

بوده ام ديروز هم آگاه، از فرداي خويش.

 

مهرورزي كم گناهي نيست! ميدانم،

                                     سزاوارم، رواست.

 

آنچه بر من ميرسد، زين ناسزاتر هم سزاست

در گذرگاهي كه زور و دشمني فرمانرواست.

 

مهرورزي كم گناهي نيست!

كم گناهي نيست عمري، عشق را،

                                        چون برترين اعجاز ، باور داشتن.

 

پرچم اين آرمان پاك را

در جهان افراشتن.

پاسخ آن، اين زمان:

                     تن فرو آويخته!

                                      با ناي بي آواي خويش!

 

ساقه ي نيلوفري روييد در مرداب زهر!

اي همه گلهاي عطر آگين رنگين!

                                  اين جسارت را ببخشاييد بر او،

                                اين جسارت را ببخشاييد!

 

جرم نابخشودني اين است:

                         - « ننشستي چرا بر جاي خويش؟»

 

جاي من بالاي اين دار است با اين تاج خار!

در گذرگاه شما ،

                  اين تاج، تاج افتخار.

جاي من، تا ساعتي ديگر ، ازين دنيا جداست،

جاي من، دور از تباهي هاي دنياي شماست؛

اي همه رقصان

                  درون قصر باورهاي خويش!

 

 

 

پ ن1: دوران رقابت به اتمام رسيد و دوران رفاقت آغاز شد! تمام فراز و نشيبهاي دوران انتخابات را با تمام نقابهاي بر صورت كشيده شده تحمل كرديم و اندازه ي 30 سال زجر كشيديم! شفاف شدن مطالبي كه دلمان را به درد آورد به فال نيك ميگيرم و از "ته دل" آرزو ميكنم هرچه زودتر صداي "انا المهدي" را با گوش جان بشنويم!

دست در دست هم دهيم تا ايراني آبادتر داشته باشيم...

نفس عميقي از ته دل ميكشم و خداوند را شاكرم كه ياريم كرد!

آقاي رئيس جمهور! من اگر جاي شما بودم حتما نماز شكر به جا مي آوردم و در محضر خدا قسم ياد ميكردم كه با ملتي كه بهتان عنايت داشتند "صادق" باشيد و "عدالت علي" را پيش بگيريد.... موفق باشيد.

 

 

پ ن 2: اگر کسی بخواهد خود را سالک کوی امام و پیرو خطّ آن حضرت بداند، باید زمان و زمانه را کاملاً شناخته، سیاستهای داخل و خارج را به خوبی تورّق کرده و در این تورّق، هوی و هوس او را همراهی نکند. اگر کسی اسلام را به عنوان «اسلام ناب‌» پذیرفت، در زمان لازم قَدَحِ سمّ را صابرانه سر خواهد کشید؛ زیرا همیشه جای پیروزی و همواره جای استقبال و حرمت و «صلّ علی فلان» نیست، بلکه گاهی جای حُرمت است و گاهی دادن همهٴ آبرو برای «حفظ اسلام» و معامله کردن با خدای خود و حرف بَد اندیشان و بدگویان شرق و غرب را خریدن و سرکشیدن کاسهٴ سمّ لازم میباشد. (برگفته از سايت esra.ir.www سايت رسمي آيت الله جوادي آملي)

 

 پ ن 3: بیزارم از آدمهایی که بنام دوستی روحم را به بند میکشند و بنام عشق ،آزادی را مصله میکنند بیزارم از این همه زنجیر از این همه بند از این همه نقاب نفرت انگیز حس همان قاصدکی را دارم !که باد با او قهر است دلم تنگ است برای رقص با باد برای جاری شدن در نسیم دم صبح ...برای پرواز دلم تنگ است برای قلبی که با خورشید نسبت داشت ،که با هر قطرهٔ باران تازه می شد ...من در این بندها جان میدهم، جان. من از این لبخندهای مصنوعی بیزارم، بیزار از برگشتن و دوباره تکرار شدن...

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 13:52 توسط شاخ نبات| |


Design By : Night Skin